@sexyha_bot

***** (892)

Published: August 27, 2015

Support languages:

😈سکسی ها🔞
😈هر روز ی عالمه فیلم سکسی ایرانی و خارجی براتون میفرستم😍
من برات کلی عکس سکسی
فیلم پورن و سکسی
داستان سکسی
جنده ایرانی دارم
Rate and review:
*****
Send
Reviews (181):
Javad - 2 years ago
*****

6

💞M💞 - 2 years ago
*****

1

♣─═हई⇝تنهای شب⇜ईह═─♣ - 2 years ago
*****

@pic_porn
بعد صبحانه بهم گفت اگه خواستی بری حمام آب داغ هست.منم گفتم باشه.نزدیک ظهر میرم ک هوا ت این گرما خنک هم بشم.سریع بعد صبحونه اومدم تو اتاق و رفتم سر لب تاب و یه سره اومدم تو سایت شهوانی و دو سه تا کلیپ دانلود کردم و چند تا هم داستان و عکس کپی گرفتم. به شکم خابیدم تو اتاق و شروع کردم دیدن کلیپ ها و عکسها و خوندن داستاندر همین حال هم خودم رو به زمین میمالیدم.یک ساعتی میشد که داشتم با فیلم و عکس داستان حال میکردم که یک مرتبه زندایی اومد تو اتاق و منم دیدم ضایع هست اینطری خوابیدم سریع نشستم اما اصلا حواسم به کیر بزرگ شده ام نبود.خیلی تابلو بود از رو شلوارم و ندایی فهمید جریان رو.اومد کنارم رو زمین نشست و گفت داشتی چی میدیدی؟من فیلم رو بسته بودم اما پوشه سکسی رو فرستاده بودم پایین صفحه.زنداییم هم دید اون پایین یه پوشه هست.بازش کرد و همه چی رو دید.اسم داستانها که تابلو بود و عکس و فیلمها هم داد میزد مضوع چیه. من فقط خجالت میکشیدم.زندایی یکی دو تا داستان که اسمش سکس با زندایی و شبیه همین ها بود و من صبح به خاطر زندایی دان کرده بودم رو دید و باز کرد و خوند.بعد چند دقیقه گفت میدونم اقتضای سنت اینه اما تو میدونی که چقدر خودارضایی برات ضرر داره؟بعد گفت من قبلا عکس و کلیپ دیده بودم اما داستان سکسی دفعه اولمه میبینم. جالبهمن اصلا متوجه نبودم زندایی سمانه از داستانها خوشش اومده. فقط فکرم این بود که میترسیدم به دایی یا مامان بابا بگه.تا اینکه زندایی بلند شد و رفت بیرون.اون روز ی با استرس زیاد گذشت تا اینکه فردا صبح تو اتاقم بودم که زندایی اومد تو اتاق و گفت دیگه کاری نکردی با خودت که؟منم با خجالت گفتم نه.زندایی سمانه گفت یکی دو تا داستانها رو میاری میخوام بخونم.اول تعجب کردم.بعد گفت آخه برام خیلی جالب بود.منم گفتم همه شون رو دیروز پاک کردم.راست هم میگفتم.گفت چ.را دیوونه؟گفتم ترسیدم به دایی بگید.منم پاک کردم که حداقل دایی نبینه چون اگه میدید بیشتر عصبانی میشد..گفت عیبی نداره الان برو سایت چندتا کپی کن.خیلی تعجب کرده بودم.از همین سایت دو سه تا داستان دان کردم و نشست کنارم شروع کرد به خوندن.تموم که شد گفت تا حالا تجربه سکس داشتی؟گفتم نه بابا.زندایی گفت خوب به جای اینکه داستانش رو بخونی برو سکس کن.هیچی نگفتم اما تازه فهمیده بودم زنداییم هم انگار بدش نمیاد در این مورد حرف بزنیم.بعد گفت دو سه تا کلیپ هم دان کن.سریع دان کردم و نشستیم با هم دیدیم.کلیپش یکی ساک زنی بود و یکی هم سکسی تمام بود. دیدم خیلی حشری شده.از نگاهاش به فیلم فهمیدم.خیلی میترسیدم اما دلمو زدم به دریا و گفتم زندایی ما هم میتونیم از این کارها با هم بکنیم؟برگشت نگاهم کرد.گفت تا حالا به جز با داییت با کسی سکس نداشتم اما بدم نمیاد.اینو که گفت دو تا دستم رو بردم رو رون پاهاش و میکشیدم بهشون.صورتش رو آورد جلو شروع کردیم لب گرفتن.خیلی داغ بود
@pic_porn
. زنداییم چون تجربه سکس داشت خیلی وارد بود .زبونم رو کرد تو دهنش و شروع کرد مکیدن.این کارش خیلی بهم حال میداد.منم دستام رو بردم رو سینه هاش.خیلی بزرگ نبودن اما سفت بو.دن.چند دقیقه ای لب گرفتیم و منم سینه هاش رو میمالیدم و اونم داشت کمرم رو میمالید.گفت یاسین بلند شو بریم تو اتاق خواب خودمون رو تخت.رفتیم تو اتاق و اون هم پرده های اتاق رو کشید و اتاق تقریبا تاریک شد.دوباره لب گرفتیم و من تیشرتش رو از تنش در آوردم. چیزی زیرش نپوشیده بود سینه هاش رو برای اولین بار دیدم.بدنش خیلی سفید و مخملی بود و سینه هاش سر بالا بود و سفت.خیلی داشتم حال میکردم.اونم لباس من رو در آورد.شروع کردم مثل تو فیلما گردنش رو لیس زدن در همین حین سینه هاش میخورد به سینه خودم و حال میکردم.انداختمش رو تخت و شلوارش رو از پاش در آوردم.عجب ساق و رون های سفید و بی مویی داشت.یه شرت سبز هم تنش بود.شلوار خودم رو در آوردم و منم با شرت خوابیدم روش.و سینه هاش رو شروع کردم خوردن.دستم رو گرفت و یکی از انگشتام رو کرد تو دهنش و میمکید و منم داشتم سینه هاش رو میخوردم.اونم زانوش رو میکشید به کیرم و باهاش حال میکرد.یواش یواش اومد شکم و نافش رو لیس زدم تا رسیدم به شرتش.بوی عجیبی میداد و خیس خیس شده بود.با انگشتم از روی شرت دستم رو مالیدم به کسش که صداش بلند شد.خودش سریع شرتش رو کشید پایین و من برای اولین بار یه کس رو جلو صورتم میدیدم.معلومبود همون دیروز که حموم بوده تمیزش کرده بود چون هیچ مویی نداشت.اول با دستم براش می مالیدم بعد شروع کردم زبون زدن.داش ناله میکرد.همین طور که زبون میزدم اونم با انگشت خودش بالای چوچولش رو میمالید که یه هو دیدم لرزید و یه کم آب پاشید تو دهنم و صورتم.ارضا شده بود.من خودم چند تا کلیپ ارضا دختر دیده بودم خیلی خوشم میومد از این حالتشون.بلند شد نشست کنار تخت و دست منم گرفت و وایسوند کنار تخت.کیر بزرگی ندارم و نهایت 13 یا 14 سانته اما اون روز بد جوری سف

milad - 2 years ago
*****

https://telegram.me/joinchat/B8GHmAF2vp9roM4Tph7pDaQ

HASSAN - 2 years ago
*****

/

Load more reviews...
Bot languages:
  • English
  • فارسی
  • Русский
  • Italiano
  • Español
  • Deutsch
  • العربية
  • Català
  • 中文
  • Čeština
  • Nederlands
  • Français
  • Hausa
  • עברית
  • Bahasa Indonesia
  • 日本語
  • 한국어
  • Bahasa Melayu
  • മലയാളം
  • Português (BR)
  • Polski
  • Türkçe
  • Українська
  • Ўзбекча
  • isiZulu
Website Language:
  • English
  • فارسی
  • Русский
  • Español
  • Deutsch
  • Nederlands
  • Português (BR)