@hanifoods_bot

***** (1)

Published: April 26, 2016

Support languages: فارسی

hanifoods_bot
داستان هانی
داستانی سخت کوشی های مردی است که توانست از هیچ برندی عظیم را ایجاد کند و هیچ گاه از مشکلات نترسید.اینک تجربیات گرانبهای خود را در اختیار جوانان می گذارد تا جوانان عزیز نیز بتوانند گامی بزرگ برای ایران عزیز بردارند.
هانی چیست
صنایع غذایی هانی چه هست و چه خدمتی برای مشتریان دارد.
هانی چه خواهد شد.
در اینجا اهداف بلندمدت و کوتاه مدت خود را با شما مشتریان عزیز به اشتراک می گذاریم تا از نظرات شما نیز آگاه شویم

داستان هانی
حاج‌اکبر کبریتچی متولد سال 1316 در کوچه قجرهای تهران می باشد، حرفه‌ی پدری‌اش، «سرّاجی» بود. دوختن کیف و ساک و چمدان. او نیز از دوران نوجوانی تا سال 1358 در همان صنف مشغول بکار بود و از جمله افراد باهوش و با تجریه این صنف محسوب می شد و توانسته بود کارخانه ای هم جهت تولید کیف و چمدان راه اندازی کند.
چمدان ها مشتری خاص خود را در میدان فردوسی داشتند تا اینکه فروشگاه های کورش به همت حاج احمد خیامی راه اندازی شد.بنا بر استراتژی فروشگاه کورش که تامین و فروش کالای مرغوب بود،کالای حاج اکبر کبریت چی هم مورد توجه فروشگاه کورش قرار گرفت.
حالا دیگر توان تولید بالا رفته بود و کار بسیار جدی و با کیفیت پیگیری می شد تا اینکه این موضوع به مذاق برخی از کارگران خوش نیامد.چوب لای چرخ تولید گذاشتن این کارگران موجب اخراج آنها از کارخانه می شود و آنها نیز در اقدامی نابخردانه ،کارخانه را به آتش کشیدند.
آنچه برای حاج اکبر باقی مانده بود،فقط دفتر مرکزی کارخانه بود.حاج اکبر دست روی دست نگذاشت و دفتر مرکزی را رنگ آمیزی و تعمیر کرد و به کمک پدر همسر خود که صاحب چلوکبابی طریقت بود،آنرا به رستوران تبدیل کرد.رستوران در سال 1359 با 8 کارگر راه اندازی کرد و نام آن را همنام فرزند تازه بدنیا آمده خود،هانی نهاد.
چون از ابتدا کیفیت را سرلوحه کار خود قرارداده بود به سرعت میان مردم جا باز کرد بطوریکه خود او نیز این سرعت رشد را باور نمیکرد.مردم هر روز برای غذای هانی صف می کشیدند لذا رستوران به حالت سلف سرویس در آمد ولی باز هم چاره کار نشد.
به دلیل قوانین سخت تعزیراتی اوایل انقلاب،در تامین مواد اولیه دچار مشکل شد.در این زمان به پیشنهاد یکی از دوستان به دوبی رفت تا در آنجا را بررسی کند.اتفاقا نتیجه هم بسیار خوب بود و توانست به ارایه یک سرویس بسیار مناسب نظر یکی از بزرگان شیوخ دوبی را به خود جلب کند.اما دوری از مام میهن برای او سخت بود لذا تصمیم به بازگشت به ایران گرفت.مدتی با کم و کاستی ها تامین دست و پنجه نرم می کند تا اینکه بالاخره روزگار در برابر صبر او قد خم میکند.
حاج اکبر با نیروی مضاعف رستوران را مدیریت کرده و آنرا به روزهای پررونق اول خود باز میگرداند.
ایده‌ی تأسیس کارخانه‌ی هانی بعد از رونق گرفتن رستوران میدان قیام، داستانی جذّاب و جالب دارد. چند سالی بعد از افتتاح و پا گرفتنِ رستوران، یکی از نهادهای نظامی از حاج‌اکبر می‌خواهد که خوراک مورد نیاز ۲۵۰۰۰ سرباز را که قرار است برای مراسمی ویژه در استادیوم آزادی، رژه بروند، تأمین کند. حاج‌اکبر تلاش بسیار می‌کند و تمام آشپزان تهران را به کار می‌گیرد، ولی در تأمین غذا، توفیق چندانی نمی‌یابد. جرقّه‌ی تأسیس کارخانه، همین جا زده می‌شود. انگار مقدّر است که اکبر کبریتچی دوباره به کارخانه‌داری باز گردد؛ این بار در قامتی نو و سراسر متفاوت. کارخانه‌ی بزرگ و مجهزی که توان تأمین سفارش‌های انبوه را با همان کیفیت «مادرانه» و «خانگی» داشته باشد. تحقق چنین ایده‌ی بکر و درخشانی، چند سالی به درازا می‌کشد. سفرهای متعددی به کشورهای گوناگون اروپایی انجام می‌گیرند تا چندوچون سامان دادن چنین کارخانه‌ای، بهتر به دست آید. سرانجام انتظارها به پایان می‌رسد و کارخانه -بعد از یک آتش‌سوزی خانمان‌سوز دیگر!- در عید فطر سال ۱۳۸۶، رسماً افتتاح می‌شود
در روز عید فطر آن سال برای دریافت نظر مشتریان و شناخت ذایقه ایرانی در زمینه غذای آماده،حاج اکبر 20000پرس غذای رایگان را بین مردم توزیع می کند.
با این کار به همه کارکنان نشان می دهد که چقدر برای مشتریان و نظرات آنها ارزش قایل است.
اکنون حاج اکبر در دهه سوم بازنشستگی خود قرار دارد و همچنان به کار و تلاش ادامه می دهد و از هیچ کوششی در این زمینه فروگذار نکرده است.
قریب چهل سال از نخستین حضور هانی در سطح اول آشپزی ایرانی می‌گذرد.
صنایع غذایی هانی با یک کارخانه،550کارگر در آن و چندین شعبه رستوران و کترینگ قوی ،از صنایع برتر آشپزی و طبخ غذا به شمار می رود.
ذائقه طعم شناسی قوی ایرانی،تنوع غذاهای ایرانی،حفظ اصالت غذاها،استفاده از مواد اولیه مناسب و مرغوب،استفاده از نیروی انسانی توانمند رمز موفقیت حاج اکبر بوده است.
کلام آخر
به فرزندانم و جوانان همیشه می گویم اگر در مسیر راه شکست خوردید و به زمین
افتادید دوباره سراپا بایستید و ادامه دهید ؛آنقدر بیفتید و بلند شوید تا به مرحل های
Rate and review:
*****
Send
Reviews (0):
Bot languages:
  • English
  • فارسی
  • Русский
  • Italiano
  • Español
  • Deutsch
  • العربية
  • Català
  • 中文
  • Čeština
  • Nederlands
  • Français
  • Hausa
  • עברית
  • Bahasa Indonesia
  • 日本語
  • 한국어
  • Bahasa Melayu
  • മലയാളം
  • Português (BR)
  • Polski
  • Türkçe
  • Українська
  • Ўзбекча
  • isiZulu
Website Language:
  • English
  • فارسی
  • Русский
  • Español
  • Deutsch
  • Nederlands
  • Português (BR)