@dn_aibot

***** (1)

Published: February 15, 2017

Support languages: فارسی

ناشناس،نون دال🐼
|از نیستی تا نیستی|

يك لحظه گمان کردم كه از اين زندگي پوچي که در نيستي و محال شروع شده و به نيستی و نابودی ختم خواهد شد بايد نوشت.
بين اين دو نيستی،"درد"كمين كرده بود، مثل چكشي ك بر ناخن هاي مردي مسلوب كوبيده مي شود و ناله از پي بردن وي به موجوديتش خبر مي دهد، به اينكه چرا هنوز باز مي دمد و احساس دارد؟
اما واقعا حايل ميان اين دو عَدَم ارزش جنگيدن داشت؟
چگونه مي شد دانست ك پوچي تو را انتظار مي كشد و فكر را خاموش كرد؟
مگر نه اينكه زمين و زمان وعده ي جهاني را مي دهند كه بي عدالتي هاي رجالان و مهان اينجارا جبران خواهد كرد؟
پس چه دليلي مسبب اين آشفتگي ذهن مي شود؟
وعده ها سراب است؟
يا
افكارات واهي است؟
نمی دانم!
من هیچ چیز جز ادامه دادن به زجرکشیدن نمی دانم!
شاید روزی برسد از زجر هایم لذت ببرم، آنگاه دیگر نیازی به جهانی برای جبران ناعدالتی ها ندارم.
Rate and review:
*****
Send
Reviews (0):
Bot languages:
  • English
  • فارسی
  • Русский
  • Italiano
  • Español
  • Deutsch
  • العربية
  • Català
  • 中文
  • Čeština
  • Nederlands
  • Français
  • Hausa
  • עברית
  • Bahasa Indonesia
  • 日本語
  • 한국어
  • Bahasa Melayu
  • മലയാളം
  • Português (BR)
  • Polski
  • Türkçe
  • Українська
  • Ўзбекча
  • isiZulu
Website Language:
  • English
  • فارسی
  • Русский
  • Español
  • Deutsch
  • Nederlands
  • Português (BR)