@brujerdbot

***** (31)

Published: August 3, 2015

Support languages: فارسی

بروجرد
به ربات بروجرد خوش آمدید
این ربات به طور منظم برای شما مطالب مربوط به بروجرد رو اعم از ویدیو ،موزیک ،بیوگرافی ، اسناد ت
Rate and review:
*****
Send
Reviews (13):
Mohsen - 3 months ago
*****

گفته بودم من آدم تجربه‌ام؟ یعنی پیش فرضم این است که به من فرصت محدودی داده‌اند به اسم زندگی و در این محدوده باید تا می‌توانم حس‌ها، فضاها و ایده‌های متفاوت را تجربه کنم حالا خواه در زندگی درونی و خواه در جهان بیرونی. مرزش کجاست؟ آن‌جایی که به خودم یا دیگران صدمه نزنم یا صدمه غیر قابل جبران نزنم. بعضی وقت‌ها نتوانسته‌ام و زخم زده ام و رنج برده‌ام این اواخر گمانم کمی- فقط کمی- عاقل‌تر شده ام و هزینه‌ی تجربه‌هایم مدیریت شده‌تر بوده... حالا چرا دارم این حرف‌ها را می‌زنم؟نميدانم....

..همه‌ی این حرف‌ها به کنار: سلام ...

ميداني آدم دل که می‌بندد انگار قطعه‌ای از سرزمین دلش را می‌بخشد به دل‌دار جوری که تو دیگر صاحب آن قسمت از قلبت نیستی. در مقابل احتمالن صاحب بخشی از قلب معشوقت شده‌ای. آدم ها که از هم جدا می‌شوند، قلب‌ها به این آسانی دل نمی‌کنند از هم- گفته بودم قبلن: قلب‌ها قوانین خاص خودشان را دارند- به جای کنده شدن دل سهم معشوق را از سرزمین خودش می‌دهد آن بخشی که در دل او متعلق به خودش بود می‌گیرد و منضم به خود می کند.

همه چیز اگر درست پیش برود بعد از مدتی قلب هر آدم فقط بخش کوچکی از آن خود دارد و مابقی همه قسمت‌هایی از قلب آدم‌هایی است که دوست‌شان داشته و دوستش داشته‌اند. این وسط فقط یک چیز مهم نباید از یاد برود: درست است که تکه‌هایی از قلب دیگران را میان قلب خودت داری اما باید سعی کنی، آگاهانه سعی کنی این قسمت‌های جدید، هرچند عطر و رنگ صاحب اولیه‌شان را دارند، اما با قلب تو، با خاک اولیه سرزمین دلت یکی‌ شوند جوری که همه‌اش بالاخره از آن تو باشد که اگر نه...اگر نتوانی ندانی بلد نباشی خیلی زود می بینی هر قسمت قلبت لبریز گذشته است و برای لحظه‌ی حال و قسمت فردا هیچ نمانده یا اگر مانده آنقدر قسمت کوچکی از قلبت است که توانایی عشق ورزیدن، دل به دریا زدن برای مهر، رویا بافتن ندارد که ندارد

زندگی کردن و نه زنده‌ماندن؛ قلب وسیع، قلب شجاع، قلب یک‌دل می‌خواهد. مساله به همین سادگی را یادمان می‌رود و زندگی‌هامان می‌شود خاکستری، تیره، تنها



پي نوشت : یادم هست وقتي که عاشق تو شدم و قصه جدی شد، خواستم برای مادرم تعریف کنم که دل‌داده‌ام. نگفتم دوستش دارم یا عاشقشم یا...گفتم «خاطرشو می‌خوام». اصلن نمی‌دانم این اصطلاح در آن لحظه‌ی سخت چطور بر زبانم آمد که دوستش دارم معقول‌تر بود و عاشقیت پرشورتر. انگار خودش آمد نشست میان کلامم و گفتمش... با خودم فکر کردم خاطرخواه بودن اگر عاقبتش بشود خستگی خاطرات، خو کردن به خاطره... مباد چنین خطی چنان خالی بر هیچ خاطری، مباد..

Гуля❤️ - 11 months ago
*****

@muschart - Top music channel in the whole world! 🎶

Ilya - 11 months ago
*****

@audio_vk_bot ⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
Бот позволяет загружать свои аудиозаписи VK в КЭШ и слушать музыку,
если у вас нет интернета или не хватает трафика.
Bot allows you to download your VK audio to the Telegram.🎶

Ali - 2 years ago
*****

/

Mohsen - 2 years ago
*****

/motivate

Load more reviews...
Bot languages:
  • English
  • فارسی
  • Русский
  • Italiano
  • Español
  • Deutsch
  • العربية
  • Català
  • 中文
  • Čeština
  • Nederlands
  • Français
  • Hausa
  • עברית
  • Bahasa Indonesia
  • 日本語
  • 한국어
  • Bahasa Melayu
  • മലയാളം
  • Português (BR)
  • Polski
  • Türkçe
  • Українська
  • Ўзбекча
  • isiZulu
Website Language:
  • English
  • فارسی
  • Русский
  • Español
  • Deutsch
  • Nederlands
  • Português (BR)